الشيخ علي المشكيني

43

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى)

و بالجمله در اين كلاس مسلمان مىپذيرند ، نه اسلام شناس ! اين خصيصه ، يعنى مشروط بودن پذيرش شاگرد در مكتب انبيا به اعتقاد و ايمان و حسن اذعان او مخصوص گروه انبيا و تلامذه و شاگردان آنهاست و در كلاس‌هاى آموزشى و دانشگاه‌هاى ديروز و امروز جهان پيدا نمىشود . اين مسأله در حوزه‌هاى علمى اسلامى و دروس دينى كاملًا مورد دقت است و شاگردان اين حوزه‌ها خود را موظف مىبينند در نزد استادى كه او را به قداست مىشناسند ، درس بخوانند و علوم و معارف اسلامى از دانشمند با تقوا و مؤمن و عامل به دانش خويش فرا گيرند . اين‌جانب از دانشگاه‌هاى اسلامى كشورهاى ديگر اطلاع دقيقى ندارم و جز نوشته‌هايى از حالات آنها نديده‌ام ، لكن از حوزه‌هاى اسلامى تشيع مطلعم و از نزديك لمس كرده‌ام ، كه اينان طبق منظور اصلى خداوند در بارهء اساتيد عالم انسانيت و محصلين اين كلاس عمل مىكنند و دريافته‌اند كه روش تحصيل و شرايط ملحوظه در استاد و شاگرد چگونه بايد باشد . اينان بدان منظور كه ايمان و اعتقاد خود را در بارهء استاد حفظ كنند و ضمناً سخنان و دروس القايى آنها در دلشان جا پيدا كند . استادى را مىپذيرند كه علاوه بر دانش و علم ، عدالت و تقوا داشته باشد و گويا عدالت او را شرط فهميدن خويش مىدانند ؛ گر چه در واقع ، علم غير از عمل است و گفتار استاد غير از كردار وى . اينان چنين مىپندارند و چنين نيز هست . علمى كه از فيلتر زبان و قلم استاد مىگذرد و از كانال گوش و چشم شاگرد به منزلگه مغز او وارد مىشود ( همانند آبى كه از خلال سنگ‌ها و معدن‌ها عبور كند و موادى از كان‌ها در وى محلول شود ) ، از عقايد و اخلاق و آثار روش استاد در آن جذب مىگردد و در روان متعلم اثر مىگذارد . و اين مطالب را چشمان بيناى روح و روان‌هاى آگاه روشنان درك مىكنند . و چنان كه گهگاهى طلاب حوزه علميه دينى مجبور باشند ، از استادى بىتقوا دانش جويند ، آن را با كمال احتياط فرا مىگيرند و در لابراتوار مغز خويش تصفيه نموده و تنها دانش مربوطه را استنتاج كرده ، خليط و مزيج آن را رد مىكنند . و درست